تبليغاتX
foozoolcheha

استاتیک-مریام

وای ی ی ی ی ی ی سلام.چه خبرررررررررررررر؟؟؟؟دلم تنگیده بود براتون.

 بعد کلی اون هم موقع امتحانات اومدم یه چیز به درد بخور مهندسا بزارم .حل تمرین های استاتیک کتاب مریام.به درد من که خورد شما رو نمی دونم.توی این سایت هست

استاتیک

 

 


 

نوشته شده توسط NaZaNiN vA h0dA در شنبه بیست و ششم دی 1388 ساعت 0:45 موضوع | لینک ثابت


با این که اصلا موافق نیستم ولی جالبه

 

برنامه هفتگی خانم های ایرانی
 

 

توجه: خواندن این متن اصلا به خانم ها توصیه نمی شود!
1- نخونید!
2- اگر خوندید فحش ندید!
3- اگر فحش دادید به نویسنده ندید!

 

 

شنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم ""فال قهوه روسی یخ زده"" بگیریم. میگن خیلی جالبه، همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته ""شوهرت واست یه انگشتر می خره"" خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!


یکشنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم کلاسهای "روش خود اتکایی بر اعتماد به نفس" ثبت نام کنیم. هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره. تا برگردم دیر شده، سر راه یه چیزی بگیر بیار!


دوشنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی "ظروف عتیقه". می گن خیلی جالبه. ممکنه طول بکشه. سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!


سه شنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم که می خواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم. تو که می دونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند! ممکنه طول بکشه، سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!


چهارشنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای کلاس "بدن سازی" و "آموزش ترومپت" ثبت نام کنیم. همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه. ترومپت هم که میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله. سر راه یه چیزی بگیر بیار!


پنج شنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی که تازه از کانادا اومده. می خوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم. من واقعاً از این زندگی ""خسته "" شدم! چیه همش مثل کلفتها کنج خونه! به هر حال چون ممکنه طول بکشه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!


جمعه
مرد: عزیزم! امروز چی ناهار داریم؟
زن: ببینم تو واقعاً خجالت نمی کشی؟ یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟ واقعاً نمی دونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت! نه! واقعاً این خیلی توقع بزرگیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بارشوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟!


 

نوشته شده توسط NaZaNiN vA h0dA در شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 23:49 موضوع | لینک ثابت


chat?!

پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نيستم؟ دختر: سلام. خواهش می کنم? ASL pls

پسر: تهران/وحيد/۲۶ و شما؟ دختر‌: تهران/نازنين/۲۲

پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنينه.

دختر: مرسی!شما مجردين؟ پسر: بله. شما چی؟ازدواج کردين؟

دختر: نه. منم مجردم. راستی تحصيلاتتون چيه؟

پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT اَمِريکا دارم. شما چی؟

دختر : من فارغ التحصيل رشته گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.

پسر: wow چه عالی!واقعا از آشناييتون خوشحالم.

دختر : مرسی. منم همين طور. راستی شما کجای تهران هستين؟

پسر: من بچه تجريشم. شما چی؟

دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجريش می شينين؟

پسر: خيابون دربند. شما چی؟

دختر : خيابون دربند؟ کجای خيابون دربند؟

پسر : خيابون دربند. خيابون...... کوچه......پلاک....شما چی؟

دختر: اسم فاميلی شما چيه؟

پسر: من؟ حسينی! چطور؟

دختر: چی؟وحيد تويی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانيکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟

پسر : اِ عمه ملوک شمائين؟چرا از اول نگفتين؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فريده.... آخه می دونين...........

دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت ميدی؟می دونم به فريده چی بگم!

پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزی نگين!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فريبرز چيزی نمی گم!

دختر:‌او و و و م خب! باشه چيزی بهش نميگم.ديگه اسم فريبرزو نياريا!راستی من بايد برم عمو فريبرزت اومد. بای

پسر: باشه عمه ملوک! بای...

 


 

نوشته شده توسط NaZaNiN vA h0dA در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 3:25 موضوع | لینک ثابت


فرهنگ لغت آقایان !

براي من فرقي نميكنه ديوار آشپزخونه چه رنگي باشه

يعني : تا وقتي كه آبي، سبز، زرد، صورتي، مشكي، يشمي، خاكستري، عنابي، سفيد و ... نباشه اشكالي نداره

.اين يه كار، مردونه است

يعني : تو اين كار هيچ منطق درستي نيست و تو هم سعي نكن دليلي برايش پيدا كني

ميخواهي تو درست كردن شام كمكت كنم؟

يعني : پس چي شد اين شام ؟ چرا رو ميز آماده نيست

چه فكر خوبي

يعني : اين كار شدني نيست و من كل روز رو برات كركري مي خونم وحالت رو مي گيرم .

بله عزيزم يا حتما حتما

يعني : اين يكي اصلا معني نداره و چون شرطي شده ام از دهنم پريده

زنم منو درك نميكنه!

يعني : همه قصه ها و خاطره هاي منو شنيده و ديگه خسته شده

.ماجرايش طولانيه و سر فرصت برات تعريف مي كنم

يعني : اصلا خودم هم نفهميدم چي شد

من اخيرا" خيلي ورزش مي كنم.

يعني : باتري كنترل از راه دور تلويزيون تمام شده

دسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم مي مونه.

يعني : تو هم كه غذا رو مي سوزوني

كمي استراحت كن عزيزم خسته شدي!

يعني : بابا اين جارو برقي رو خاموش كن مي خوام فيلم ببينم

چه جالب!

يعني : آخ كه چقدر حرف مي زني

عزيزم ماديات در عشق ما هيچ نقشي نداره!

يعني : باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش كردم و كادو نخريدم

اين واقعا" فيلم خوبيه!

يعني : تو اين فيلم پر از بكش بكش و بزن بزن و ماشين سواريه

اين يه كار زنونه است !

يعني : اين كار سخت كثيف و بي جيره و مواجب است

با من ازدواج مي كني؟

يعني : رخت چركهام تلنبار شده و كسي نيست دكمه هاي پيرهنم رو بدوزه

تو كه مي دوني من چه حافظه ي بدي دارم !

يعني : من شعري رو كه كلاس سوم ابتدايي خوندم از حفظم نمره ماشينم رو كه سالها پيش فروختم ازبرم و ... اما تاريخ تولد تو رو يادم رفته

من براي اين كارم دليل دارم !!

يعني : بذار فكر كنم ببينم چه دليلي مي تونم براي اين كارم پيدا كنم

منظورت چيه؟ تو كه لباس داري؟

يعني : يادت رفته چهار سال پيش براي خودت لباس خريدي؟

دلم برات تنگ شده !!

...يعني : نمي تونم جورابامو پيدا كنم. بچه ها گشنشونه و

ما تو كار خونه با هم مشاركت مي كنيم !!

يعني : من ريخت و پاش مي كنم او جمع و جور مي كند


 

نوشته شده توسط NaZaNiN vA h0dA در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 ساعت 22:52 موضوع | لینک ثابت


موزيك...

دو تا آهنگ از دوست خوبمون نيما ...

در شأن من نيست Download

بدشانس Download


 

نوشته شده توسط NaZaNiN vA h0dA در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 ساعت 0:35 موضوع | لینک ثابت


 علت قبول نشدن در كنكور
 
 ؟!!!!!!!!!!!!!!!
 

اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا

كه سال فقط 365 روز است

 

در حالي كه:
 

1) سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط
 
براي استراحت است
 
به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند.
 

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني
 
است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق
 
 براي يك فرد نرمال مشكل است.
 
بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند.
 

3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است
 
 كه جمعا" 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي
 
ميماند.
 

4) اما سلامتي جسم و روح روزانه
 
1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا" 15 روز ميشود.
 
 پس 126  روز باقي ميماند.
 

5) طبيعتا" 2 ساعت در روز براي خوردن
 
 غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود.
 
 پس 96 روز باقي ميماند.
 

6) 1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل
 
 افكار به صورت تلفني لازم است.
 
چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.
 
اين خود 15 روز است.
 
پس 81 روز باقي ميماند.
 

7) روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خود
 
اختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند.
 

8) تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست
 
كم 30 روز در سال هستند.
 
پس 16 روز باقي ميماند.
 

9) در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد.
 
پس 6 روز باقي ميماند.
 

10) در سال حداقل 3 روز به بيماري
 
طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است
 
.
11) سينما رفتن و ساير امور شخصي
 
 هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند.
 

12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست.
 
چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!!
 
نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نميتواند
 
 اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد
 


 

نوشته شده توسط NaZaNiN vA h0dA در شنبه شانزدهم تیر 1386 ساعت 12:50 موضوع | لینک ثابت


وزارت كشور قرار است به وزارت آ«ارتباطات سيارآ» تغيير نام يابد. وزارت ارتباطات نسبت به اين اقدام اعتراض كرده و گفته‌ ممكن است اين نام با وظايف آنها تداخل پيدا كند. اما كارشناسان وزارت كشور گفته‌اند چون هدف ما توسعه ارتباطات سيار به صورت زنده است بايد اين كار انجام پذيرد.

قرار است وزارت ارتباطات سيار يا همان وزارت كشور سابق يك سري كارت اعتباري ازدواج موقت با عنوان آ«متعه ‌كارتآ» صادر كند كه افراد بر اساس كرديت و اعتبار آن بتوانند از مزاياي ازدواج موقت استفاده كنند. همچنين اين وزارت اعلام كرده در اين راستا آ«مكانآ»هايي را به صورت كيوسك و باجه در سطح شهرها اختصاص خواهد داد.

- خسارت!

صبح امروز مردي كه با ادعاي ازدواج موقت چند زن را لت و پار كرده بود دستگير شد. خبرنگار ما در كلانتري از اين مرد پرسيد: چرا زدي اينا رو لت و پار كردي كلي هم بهشون خسارت زدي؟ وي گفت: آخه وزير كشور خودش گفته ازدواج موقت بايد با خسارت در كشور ترويج شود. خبرنگار ما گفت: گفته با جسارت نگفته خسارت كه. مرد گفت: خسارت يا جسارت من نمي‌دونم ما بايد به تكليف عمل كنيم. مي‌فهمي!؟ تكليفه، مي‌فهمي يا حاليت كنم!؟

- جانور

الهي گور به گور شي ذليل مرده. نمي‌دونم به كدوم بابات رفتي كه اين‌قدر پدرسگي. به باباي ساعت 9 صبحت يا باباي ساعت 12 ظهرت؟ شايد اين ذليل‌مردگي رو از باباي ساعت 5 عصرت ارث بردي شايدم مال اون 9 شبي بود. حالا شبشو به اون مرتيكه لندهور جواب ندادم وگه‌نه معلوم نبود به اون مي‌رفتي چه جونوري مي‌شدي.

- رابطه گاو و صيغه

از يك مرد رند صيغه‌باز:

- ببين عزيزم، چرا بيام خودمو خر كنم. مي‌دوني؟ مث اينه كه تو هر بار يه ليوان شير بخواي بعد بري گاوداري بزني و عمري مشكل نگهداري و تجهيزات بكشي كه چي؟ يه ليوان شير گيرت بياد. ولي من مي‌رم روزانه مي‌خرم. تازه ثوابم داره.

- چه عرض كنم والا، اين لامصب غير از درس كشورداري، درس فلسفه و سفسطه هم خوب ميده.

- كدوم؟

- هموني كه باهاش فكر مي‌كني.

- روزگار

امروز صف مرداني كه جلوي منزل وزير كشور تجمع كرده بودند به چند كيلومتر رسيد. اين تجمع در پي انتقادات برخي از وزير كشور كه گفته بودند آيا حاضر است دختران خود را به معرض صيغه بگذارد صورت گرفته و ظاهراً وزير كشور در حرف‌هاي خود بسيار صادق است. يك ژتون‌فروش قديمي كه در محل ناظر بود به خبرنگار ما گفت: اي... روزگار.

- صيغه كن صيغه قشنگه

كياوش قَميشي خواننده نسل جوان كشورمان آلبوم جديدي به نام آ«صيغه كنآ» روانه بازار كرده كه با استقبال بسياري مواجه شده است. در بخشي از متن ترانه‌ي اين آلبوم آمده:

صيغه كن صيغه قشنگه

صيغه سهم دل تنگه

صيغه كن صيغه غروره

مرهم اين راه دوره...

آگاهان مي‌گويند اسپانسر اين آلبوم احتمالاً وزارت كشور باشد.

- توسعه پايدار

مجلس موقت امروز به وزير موقت جديد كشور راي اعتماد موقت داد. به گزارش خبرنگار موقت ما پس از راي اعتماد موقت طرح چند فوريتي موقت ديگري در مجلس موقت به شور گذاشته شد كه در آن به لزوم گسترش بيشتر ازدواج‌هاي موقت تاكيد شده است. نماينده موقت تهران گفت به نظرم ما بايد به توسعه پايدار چند چيز اهتمام  بورزيم: ليوان يك بار مصرف، دستمال كاغذي و ازدواج موقت.

- اسباب‌كشي

مجله آ«خانواده سبز موقتآ» گفتگويي خواندني با خانواده‌‌هاي موقت خوشبختي انجام داد. در اين شماره چند مرد و چند زن به طور موقت با هم خانواده هستند و هر ساعت اين خانواده‌ها فرق مي‌كنند. اين نوع خاصي از خانواده‌هاي يك بار مصرف است كه وزارت كشور گسترش آن را با جسارت در دستور كار خود قرار داده است. ممكن است تا شما برويد دست به آب و برگرديد خانواده‌اي به طور كلي تغيير كرده باشند. يكي از اعضاي اين خانواده گفت: تنها مشكلش اينه كه ما دم به ساعت مشغول اسباب‌كشي از اين  خونه به اون خونه هستيم.

- تايم!

- استاد صيغه‌ي مبالغه يعني چي؟

- صيغه‌اي كه در اون مبلغ معيني رو براي زمان مخصوصي مي‌دن.

- ولي استاد اين چه ربطي به ادبيات داره؟

- آخ، بچه‌ها ببخشين حواسم پرت بود. امروز قبل از اومدن به دانشگاه يكي رو صيغه كردم حالا منتظرم كلاس تموم بشه زود برم تايمم نسوزه. خودتون تو متون ادبي و دستور زبان فارسي بگردين چي نوشته. من كه الان تو يه عالم ديگه‌م.


 

نوشته شده توسط NaZaNiN vA h0dA در یکشنبه بیستم خرداد 1386 ساعت 14:51 موضوع | لینک ثابت


تولد نازنین

Happy Birthday to you

Happy Birthday , dear NaZaNiN  

 


 

نوشته شده توسط NaZaNiN vA h0dA در شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت 22:57 موضوع | لینک ثابت


عاشقيت كوركورانه = كشك

مواظب باشيد عشق چشماتونو کور نکنه !

آهو خيلي خوشگل بود. يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟

آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.

پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.

شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.

حاکم پرسيد: علت طلاق؟

آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.

حاکم پرسيد: ديگه چي؟

آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.

حاکم پرسيد: ديگه چي؟

آهو گفت: آبروم پيش همه رفته, همه ميگن شوهرم حماله.

حاکم پرسيد: ديگه چي؟

آهو گفت: مشکل مسکن دارم, خونه ام عين طويله است.

حاکم پرسيد: ديگه چي؟

آهو گفت: اعصابم را خورد کرده, هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.

حاکم پرسيد: ديگه چي؟

آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.

حاکم پرسيد:ديگه چي؟

آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني, تو مثل مانکن ها مي موني.

حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟

الاغ گفت: آره.

حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟

الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.

حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.

نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد.

نتيجه گيري عاشقانه: مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد عشق چشم هايتان را کور نکن.

 


 

نوشته شده توسط NaZaNiN vA h0dA در جمعه هجدهم اسفند 1385 ساعت 23:9 موضوع | لینک ثابت


تولد هدی هورااااااااا

 

 HaPpY BiRtHdAy To YoU       

Happy Birthday to you

 

Happy birthday, dear HoDa

 

Happy Birthday to you!

 


 

نوشته شده توسط NaZaNiN vA h0dA در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 ساعت 14:27 موضوع | لینک ثابت


valentine

Ta ra neh ha

     HaPpY vAlEnTiNe DaY                         

 

 


 

نوشته شده توسط NaZaNiN vA h0dA در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 23:1 موضوع | لینک ثابت


sms:D

Ta ra neh ha

 

Ta ra neh ha
 

Ta ra neh ha
 

Ta
 ra neh ha
 

Ta ra neh ha
 

Ta ra neh ha
 

Ta ra neh ha
 
 

Ta ra neh ha


 

نوشته شده توسط NaZaNiN vA h0dA در شنبه هفتم بهمن 1385 ساعت 12:34 موضوع | لینک ثابت


وقتي يک دختر حرفي نميزند
ميليونها فکر در سرش مي گذرد
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختربحث نميکند
عميقا مشغول فکر کردن است
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند
يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم
يعني اصلا حال خوبي ندارد
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر به تو خيره مي شود
شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد
آرزو ميکند براي هميشه مال او باشي
----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
توجه تو را طلب مي کند
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر هر روز براي تو[اس ام اس ]مي فرستد
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم
يعني واقعا دوستت دارد
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونميتواند زندگي کند
يعني تصميم گرفته که تو تمام اينده اش باشي
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست


 

نوشته شده توسط NaZaNiN vA h0dA در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 ساعت 21:42 موضوع | لینک ثابت


konkoor:D

سوالات کنکور استان ... Smiley

تستهای علمی-تفریحی

1- مساحت دایره چقدر است؟

الف) 2متر

ب) 2ونیم متر

ج) بیشتره

د) صبر کن بپرسم

 

2- سرعت نور چقدر است؟

الف) خوب است

ب) بد نیست

ج) شما چطوری؟

د) چه خبر؟

 

3- این سوال به خاطر مسایل اخلاقی حذف شده 

4- کدام دانشمند جاذبه زمین را کشف کرد؟

الف) نیوتن

ب) کیلوگرم

ج) متر بر مجذور ثانیه

د) نیترات مس
 

5- ماری کوری کاشف چه بود؟

الف) اورانیوم

ب) آلومینیوم

ج) آلمانیوم

د) لویی پاستور
 

6- در بیت زیر چه صنعتی به کار رفته است؟

«بی وفایی،بی وفایی،دل من از غصه داغون شده...»

الف) ایهام

ب) صنعت نفت

ج) صنعت پتروشیمی

د) صنعت آبکش سازی
 

7- شاعر قرن دوازدهم؟

الف) هاتف اصفهانی

ب) ابی اصفهانی

ج) اندی اصفهانی

د) سیاوش قمیشی اصفهانی
 

8- فعل خوردن را صرف کنید؟

الف) چشم

ب) صرف شده

ج) میل ندارم

د) نوش جان
 

9- یکی از وسایل مربوط به فیزیک که در عینک،تلسکوپ و میکروسکوپ هم به کار میرود؟

الف) عدسی

ب) کاچی

ج) فرنی

د) لوبیا با دوغ
 

10- دانشمندی که بین بار الکتریکی و جرم الکترونها و سرعت حرکت آنها رابطه ای نوشت؟

الف) تامسون

ب) واشنگتنی

ج) بمی

د) شهسواری
 

11- شاخه ای از علم فیزیک؟

الف) مکانیک

ب) باطری سازی

ج) بوستر سازی

د) کمک فنر سازی
 

12- نویسنده«منطق الطیر»کدام شاعر است؟

الف) عطار نیشابوری

ب) نجار نیشابوری

ج) سمسار نیشابوری

د) کوپن فروش نیشابوری
 

12+1- یکی از اشکال ماده؟

الف) گاز

ب) یخچال

ج)ب خاری

د) ماشین ظرف شویی
 

14- نام دیگر اسید فرومیک؟

الف) جوهر مورچه

ب) جوهر مورچه خوار

ج) جوهر پلنگ صورتی

د) جوهر تام و جری
 

15- نام گازهای سرد کننده یخچالهای قدیمی؟

الف) فرعون(فرئون)

ب) نمرود

ج) ابرهه

د) خسروپرویز
 

16- نام دیگر گازهای بی اثر مثل هلیم،نئون...؟

الف) گازهای نجیب

ب) گازهای سر به زیر

ج) گازهای باوقار

د) کلا بچه های خوبی هستن
 

تستهای فرهنگی هنری
 

1- هنرپیشه معروف سینما کیست؟

الف) محمد رضا گلزار

ب) محمد رضا علفزار

ج) محمد رضا گندمزار

د) محمد رضا دشت
 

2- هنرپیشه مرحوم سینما؟

الف) رضا ژیان

ب) رضا ماکسیما

ج) رضا فولکس

د) رضا خاور
 

3- هنرپیشه مرحوم فیلم ممل امریکایی؟

الف) نعمت ا...گرجی

ب) نعمت ا... ساقه طلایی

ج) نعمت ا... شیرین عسل

د) نعمت ا...مینو
 

4- هنرپیشه زن معروف سینما؟

الف) هدیه تهرانی

ب) کادوی تهرانی

ج) چشم روشنی تهرانی

د) قابل نداره تهرانی
 

5- بازیگر چشم قشنگ سینما و تلویزیون؟

الف) پارسا پیروزفر

ب) فارسا فیروزپر

ج) پارسا پیروزپر

د) فارسا فیروزفر
 

6- یکی از آهنگهای منصور؟

الف) دیوونه

ب) خل

ج) منگل

د) خبر ندارم!
 

7- خشایار اعتمادی به چه سبکی میخونه؟

الف) پاپ

ب) اسقف

ج) راهبه

د) موبد

 

تست های ورزشی
 

1- مربی و بازیکن اسبق پرسپولیس؟

الف) علی پروین

ب) علی شهین

ج) علی مهین

د) علی دنبه
 

2- کشتی گیر گردن کلفت ایران؟

الف) عباس جدیدی

ب) عباس قدیمی

ج) عباس نیو

د) عباس آپ تو دیت
 

3- تیم فوتبال آبادانی؟

الف) نفت آبادان

ب) بنزین آبادان

ج) گازوئیل آبادان

د) استقلال اهواز
 

4- باشگاه انگلیسی؟

الف) میدلزبرو

ب) میدلزبیا

ج) میدلزبودی حالا

د) میدلز پاشو برو گمشو
 

5- بازیکن بوسنیایی سابق بایرن مونیخ؟

الف) حسن صالح حمیدزیچ

ب) حمید صالح حسنزیچ

ج) حسن حمید صالحزیچ

د)  بابا چند نفر به یه نفر؟؟؟
 

6- دروازه بان انگلیس در جام جهانی 1998 فرانسه؟

الف) دیوید سیمن

ب) دیوید سیمثقال

ج) دیوید سیگرم

د) دیوید سیتن
 

7- مهاجم سالهای دور منچستر یونایتد؟

الف) اندی کول

ب) اندی سرشونه

ج) اندی ساق پا

د) اندی مرسی هیکل
 

8- مهاجم تیم ملی هلند و آرسنال؟

الف) دنیس برگکمپ

ب) دنیس اروین

ج) دنیس وایز

د) دنیس تریکو

وقت شما به پایان رسید.لطفا مانیتورهای خود را بالا بگیرید!


 

نوشته شده توسط NaZaNiN vA h0dA در پنجشنبه دوم آذر 1385 ساعت 12:3 موضوع | لینک ثابت


قطعه گم شده
 
قطعه گم شده تنها نشسته بود...
در انتظار کسی که از راه برسد و او را با خود به جایی ببرد...
بعضی ها با او جور در می آمدند...
اما نمی توانستند قل بخورند ...
بعضی های دیگر قل می خوردند اما جور در نمی آمدند .
یکی از جور در آمدن چیزی نمی فهمید .
دیگری از هیچ چیزی چیزی نمی فهمید .
 
یکی زیادی ظریف بود
 و تالپی پایین افتاد ...
یکی او را رو پایه می گذاشت...
و می رفت پی کارش.
 
بعضی ها بیش از اندازه قطعه گم شده داشتند .
بعضی ها بیش از اندازه قطعه داشتند . تکمیل تکمیل !
 
او یاد گرفت چگونه از چشم حریص ها خود را پنهان کند.
باز هم با انواع دیگری روبه رو شد .
بعضی ها خیلی ریز بین بودند .
 
بعضی ها در عالم خودشان بودند و بی خیال می گذشتند .
فکر کرد برای توجه دیگران خود را بیاراید...
 فایده ای نداشت.
این بار پر زرق و برق شد
 اما با این کار خجالتیها از سر راهش فرار کردند
 
عاقبت یکی پیدا شد که کاملاً جور در آمدند!
اما ناگهان...
 قطعه گم شده شروع کرد به رشد کردند !
و رشد کرد.
من نمی دانستم تو رشد می کنی
قطعه گم شده جواب داد : "من هم نمی دانستم "
می روم پی قطعه خودم بگردم ، که بزرگ هم نشود ...
روزها گذشت تا یک روز یکی آمد که با دیگران فرق داشت .
قطعه گم شده پرسید :"از من چه می خواهی"؟
هیچ !
قطعه گم شده باز پرسید: "تو که هستی؟"
دایره بزرگ گفت : "من دایره بزرگ هستم"
به گمان تو همان کسی هستی که مدتهاست در انتظارش هستم!؟
شاید من قطعه گم شده تو باشم ؟؟
اما من قطعه گم شده ای ندارم؟
حیف !خیلی بد شد چقدر دلم می خواست با تو قل بخورم ...
 
تو نمی توانی با من قل بخوری ولی شاید خودت بتوانی به تنهایی !!
تنهایی؟
 تا به حال امتحان کرده ای ؟؟؟
قطعه گم شده :نه من نمی توانم تنهایی قل بخورم !
آخر من گوشه های تیزی دارم شکل من به درد قل خوردن نمی خورد
گوشه ساییده میشوند و شکل تغییر می کند !
خوب من باید بروم خداحافظ شاید روزی به هم برسیم ................. و قل خورد و رفت .
قطعه گم شده باز تنها ماند
مدتی دراز در همین حالت نشست .
آنوقت...
آهسته.....
 آهسته....
خود را از یک سو بالا کشید .
تلپی افتاد . باز بلند شد....
 خود را بالا کشید....
بازتالاپ
شروع کرد به پیش رفتن.......
به زودی لبه هایش شروع کردن به ساییده شدن...
 آنقدر از جایش بلند شد و افتاد ، بلند شد و افتاد ، بلند شد و افتاد ........
تا شکلش کم کم عوض شد ...
حالا به جای اینکه تلپی بیفته بامپی می یفته ...
و حالا به جای اینکه بامپی بیفته بالا و پایین میپرید....
و حالا به جای اینکه بالا و پایین بپره قل می خورد...
میرفت نمی دانست به کجا اما ناراحت هم نبود همین طور قلی خورد و پیش می رفت.
تا اینکه یه روز ..................
                                      
                  شل سیلور استاین  


 

نوشته شده توسط NaZaNiN vA h0dA در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 ساعت 22:22 موضوع | لینک ثابت